گاه تاریخ با رخدادهایی مواجه میشود که مرزهای زمان را در هم میشکند و مفاهیمی ابدی را در دل خود جای میدهد. امروز پس از وداع با رهبر شهید، آیتالله العظمی سیدعلی خامنهای و در ایام پس از واقعه عاشورا، با چشمانی اشکبار و قلبی پرسشگر، بار دیگر به نقش بیبدیل حضرت زینب(س) مینگریم؛ بانویی که در اوج مصیبت، پرچم تبیین را برافراشت و نگذاشت حقیقت در غبار تحریف گم شود. این همزمانی معنادار، ما را به درکی عمیقتر از پیوند میان شهادت، مقاومت و رسالت روشنگری میرساند؛ پیوندی که از کربلا تا امروز، در هر عصر، جلوهای تازه مییابد. برای واکاوی این ارتباط عمیق و تبیین وظایف خطیر دوران پس از شهادت، با دکتر زاهره سادات میرجعفری، پژوهشگر مطالعات تطبیقی خانواده و مطالعات زنان به گفتوگو پرداختهایم. همراه ما باشید تا در این مسیر، چراغی از بصیرت بیابیم.
حسین زمان؛ تجسم ارزشهای قیام در عصر کربلاهای مدرن
دکتر میرجعفری در آغاز این گفتوگو به تبیین مفهوم حسین زمان پرداخته و میگوید: وقتی از حسین زمان سخن میگوییم، منظور لزوماً یک فرد مشخص نیست، بلکه ارزش ایستادگی است. در هر دورهای که ظلم، بیعدالتی، فساد و انحراف در برابر حق قرار میگیرد، آن کسی که با تمام توان برای احقاق حق و مبارزه با باطل قیام میکند، حسین زمان است. همچنان که قیام امام حسین(ع) تنها یک جنگ نظامی نبود، بلکه یک انقلاب در ارزشها بود. پس حسین زمان کسی است که در برابر کربلاهای مدرن؛ مانند فقر، استعمار، تبعیض، فساد اخلاقی و ظلم ساختاری سکوت نمیکند و براساس اصول اخلاقی و اعتقادی، استقلال خود را در برابر قدرتهای طاغوتی حفظ میکند.
این پژوهشگر مطالعات زنان در ادامه به نقش حضرت زینب(س) و وظایف زینبیهای این دوران میپردازد. او بیان میکند: اگر امام حسین(ع) نماد ایستادگی و قیام برای احقاق حق است، حضرت زینب(س) نماد برجسته تبیین، شجاعت بینظیر در گفتار و حفظ هوشمندانه آرمانهاست. ایشان با روایتگری جسورانه و روشنگری بیپروا، پیام عاشورا را از تحریف و فراموشی مصون داشتند. در دوران معاصر نیز زینبی بودن تنها به معنای صبر و سکوت منفعلانه نیست، بلکه وظایف بسیار فعالانهای را شامل میشود که ازجمله آنها میتوان به روشنگری، مقابله با جنگ روایتها و پرورش نسلی آگاه و متعهد اشاره کرد.
فراتر از صبر؛ نقشآفرینی فعال زینبی در میدان جهاد تبیین
دکتر میرجعفری در تشریح وظایف زینبیهای دوران با اشاره به اینکه زینبی بودن تنها به معنای صبر و سکوت نیست، بلکه وظایف فعالانهای را دربرمیگیرد، توضیح میدهد: مهمترین این وظایف، تبیین حقیقت است؛ همانگونه که حضرت زینب(س) در مجلس یزید با شجاعت تمام، آنچه را در کربلا رخ داد، بازگو کرد و اجازه نداد روایت ظالم پیروز شود، زینبیهای امروز نیز وظیفه دارند در برابر جنگهای نرم، شایعهسازیها و چرخشهای رسانهای که حق را با باطل جلوه میدهند، با بصیرت و قدرت کلام بایستند و حقیقت را تبیین کنند؛ چراکه سکوت در برابر تحریف، خود نوعی کتمان حق محسوب میشود و رسالت الهی امر به معروف و نهی از منکر را نادیده میگیرد. شجاعت در گفتار و عمل نیز از دیگر ارکان این مسیر است؛ یعنی داشتن صدای حق در محیطی که سکوت، راحتی و امنیت کاذبی را به همراه دارد. این شجاعت، برآمده از توکل به خداوند و نترسیدن از غیر او است که توانایی اعتراض به بیعدالتی را در خانواده، جامعه و سطح جهانی، بدون ترس از قضاوت یا فشار، به ارمغان میآورد و تجلی کلام حق در برابر باطل است. همچنین، تربیت و صیانت از نسلها نقشی حیاتی دارد؛ یکی از بزرگترین نقشهای حضرت زینب(س) حفظ نسل و پیوند میان نسلها با مسیر حق و امانتداری از میراث نبوی بود. زینبیهای امروز نیز نقشی کلیدی در تربیت فرزندانی دارند که نه تنها آگاه باشند، بلکه حسینوار و زینبوار به مسائل نگاه کنند و رسالت خود را در قبال دین و جامعه بشناسند. در نهایت، مدیریت بحران و استقامت در سختیها، تجلی صبر فعال و توکل کامل به مشیت الهی است. در میانه تلخترین حوادث زندگی، چه شخصی و چه اجتماعی، زینبیها الگوی صبر فعال هستند؛ یعنی صبری که منجر به فروپاشی نمیشود، بلکه با الهام از مقاومت ایمانی و رضایت به تقدیر الهی، منجر به بازسازی و ایستادگی میشود و راه را برای پیروزی نهایی هموار میکند.
دوگانگی مکمل؛ معماران مسیر و حافظان حقیقت
وی در تبیین ارتباط میان نقش حسین(ع) و زینب(س)، به دوگانگی مکمل اشاره میکند و میگوید: حسین(ع) با ایجاد جنبش و تغییر، مسیر را پایهریزی میکند و زینب(س) با حفظ پیام و مسیر از طریق روایتگری شجاعانه و آگاهیبخشی، آن را تداوم میبخشد. در دوران حاضر، اگر حسین زمان با ایستادگی خود، جرقهای از حق را روشن کند، این تنها زینبیهای آگاه هستند که با بصیرت و اقدام بهموقع میتوانند از خاموش شدن این شعله جلوگیری کرده و پیام آن قیام را به گوش جهانیان برسانند.
این پژوهشگر مطالعات تطبیقی خانواده در ادامه به ضرورت جهاد تبیین در عصر حاضر نیز پرداخته و تأکید میکند: امروزه، میدان جنگ از شمشیر و تیر به عرصه اطلاعات و روایتها منتقل شده است؛ جایی که قدرت اقناع و جهتدهی افکار عمومی تعیینکننده است. در عصر رسانههای دیجیتال، با پدیدههایی مانند اخبار جعلی، جنگهای روانی و تبلیغات سیاه روبهرو هستیم که با هدف وارونه نشان دادن حقایق، شباهت چشمگیری به تکنیکهای تحریفگرایانه دوران اموی در واقعه کربلا دارد.
جنگ روایتها؛ ضرورت جهاد تبیین در عصر سلطه رسانهای
دکتر میرجعفری اظهار میکند: امروز جهاد تبیین برای هر فعال اجتماعی و رسانهای یک وظیفه حیاتی است. این جهاد شامل مقابله فعالانه با روایتهای تحریفآمیز، یعنی شناسایی و افشای اخبار و برداشتهای غلطی است که هدفشان تخریب ارزشها یا شخصیتهای حق است. علاوه بر این، روایتگری حرفهای نیز اهمیت فراوانی دارد؛ چرا که تنها افشای حقیقت کافی نیست، بلکه باید بتوان آن را در قالبهای جذاب، رسانهای و متناسب با نیاز نسل امروز، از طریق پادکست، ویدئوهای کوتاه، شبکههای اجتماعی و ابزارهای مشابه بازگو کرد.
او همچنین بیان میکند: حضرت زینب(س) با تبیین پیام عاشورا، از شکست ظاهری نظامی کربلا، یک پیروزی ابدی و ماندگار در تاریخ ساختند. ایشان به ما آموختند حقیقت بدون تبیین و روایت صحیح، در میان لایههای دروغ و فراموشی دفن میشود. از همین رو، امروز در برابر هجمههای گسترده رسانهای و جنگهای نرم، نیاز ما به بازخوانی الگوی زینبی برای پیشبرد جهاد تبیین بیش از هر زمان دیگری احساس میشود تا حقیقت، فراتر از لایههای دروغ، در قلبها و ذهنها تبلور یابد.
چگونه روایت زینبی، شکست را به حماسه بدل کرد؟
این کارشناس حوزه زنان در پاسخ به این پرسش که چگونه حضرت زینب(س) از یک شکست نظامی، پیروزی ابدی را رقم زدند، اظهار میکند: این دستاورد فراتر از یک عبارت زیبا، واقعیتی تاریخی و کلامی است که عصاره نقش ایشان و مفهوم جهاد تبیین را در خود دارد. ابعاد این پیروزی متعدد است: نخست، ایشان واقعه کربلا را از یک حادثه خونین در یک نقطه جغرافیایی به یک آرمان جهانی تبدیل کردند. اگر حضرت زینب(س) نبودند، تاریخ این اتفاق را تنها به عنوان یک جنگ داخلی یا شورشی نافرجام دفن میکرد، اما ایشان با سخنان خود، آن واقعه را چیزی فراتر از زمان و مکان، برای همیشه در وجدان انسانها زنده نگه داشتند. دوم، حضرت زینب(س) پروپاگاندای دشمن را در هم شکستند؛ دشمن در کربلا، پیروزی را در سکوت پس از خونریزی میدید و گمان میکرد با کشتن امام حسین(ع) و اسیر کردن خانواده ایشان، داستان را در همان صحرا به پایان رسانده و با کنترل رسانههای آن زمان، روایت خودش را جایگزین خواهد کرد. اما حضرت زینب(س) با ورود به قلب مرکز قدرت، روایت رسمی پیروزمندانه دشمن را در هم شکستند و نشان دادند پیروزی میدان، پیروزی حقیقت نیست. نکته مهم دیگر اینکه ایشان به هدف شهادت حیات بخشیدند؛ در منطق عاشورا، شهادت امام حسین(ع) بذری بود و تبیین حضرت زینب(س) به مثابه آب و نوری این بذر را به درخت بزرگ آزادی و عدالت تبدیل کرد. بدون تبیین، شهادت در سکوت میماند و پیام آن، یعنی اصلاح امت و ایستادگی بر حق، به نسلهای بعدی نمیرسید؛ ایشان با زبان خود، به خون امام، معنا و جهت بخشیدند.
دکتر میرجعفری در پایان تصریح میکند: از مهمترین درسهای این واقعه، گذر از مظلومیت ایستا به اقتدار پویاست. اگر ایشان تنها یک اسیر گریهکن میبودند، شاید بر دلها مینشستند، اما ایشان یک خطیب مقتدر بودند. حضرت زینب(س) نشان دادند حتی در اوج اسارت و مظلومیت میتوان با کلام، بزرگترین قدرتهای جهان را به لرزه درآورد. این همان چیزی است که سبب شد کربلا از مرزهای جغرافیایی خارج شده و به یک الگوی جهانی برای تمام مظلومانی که در برابر ظلم ایستادهاند، تبدیل شود. در نهایت، باید در نظر داشت اگر امام حسین(ع) معمار مسیر بودند، حضرت زینب(س) حفاظتکننده مسیر و تبلیغکننده مقصد بودند؛ بدون ایشان، کربلا در خاک و در تاریکی تحریفهای دشمن گم میشد، اما به برکت ایشان، کربلا از خاک برخاست و در قلب تاریخ و جهان جاودانه شد.





نظر شما